مــواظـــــب خــــودت بــاش:
اون طور منو نگاه نکن دست توی دست من بذار....برو یه وقت مریض میشی بغضتو رو هی نگه ندار
فدات بشم فدات بشم فدات بشم بذار برو ..... محاله باورش که من دیگه نمیبینم تو رو
صدات میلرزه عشق من اسمم رو هی صدا نکن.....طنابو دور گردنم بنداز دیگه نگام نکن
بمیرم واسه بغض تو فکر منو نکن برو ........دلو اسیر من نکن اگه دوستم داری برو
ترو خدا گریه نکن تصمیم آخرو بگیر......چار پایه رو بکش برو چار پایه دستاشو بگیر
با دست عاشقت بذار طنابو دور گردنم....میخوام فقط ادا کنم حقی که مونده گردنم
حقــــی که مونـــــده گردنم....
من بشکنم به رنجم فدای تار موهات.....مهم تویی نرنجی برس به آرزوهات
مواظب خودت باش با قلب من چه کردی....دل واپسم نباشو به اشک کی بخندی
بمیرم واسه بغض تو فکر منو نکن برو
اگر سراغمو گرفت بگید نشونه ای نذاشت.... بگین از اینجا رفت و چاره ای دیگه ای نداشت
اگر سراغمو گرفت این نامه رو بهش بدین .....بگین که جا گذاشته و پرسید کجا هیچی نگید
اگه بازم پرسید ازم اگه نکرد اشکاشو پاک چاره ای نیست بهش بگید فلانی رفته زیر خاک
من بشکنم به رنجم فدای تار موهات.....مهم تویی نرنجی برس به آرزوهات
مواظب خودت باش با قلب من چه کردی....دل واپسم نباشو به اشک کی بخندی
اگر سراغـــــمو گرفت بگید نشونه ای نذاشت...

روز جدایی:
تموم خاطراتمون اشکای چشمای منه .........دیگه باید خواب بینم دستات تو دستای منه
اما بدون این روزا رو با عکس تو سرم میکنم...... خیلی بدی کردی به من محال من ولت کنم
کدوم گلایم رو بگم یه عمر از تو دلخورم........تو فکر هیچی هم نکن من غصه هاتو میخورم
بازم خدا دل منو برای غم نشونه کرد.....تو هم برو مثل همه تنهام بذارو بر نگرد
اما هنوز من چشم به در نیستی به تو من دربدر......نیستی ببینی که بی تو تنهام
خودم زگرم تو اوج سرما
فکر نمیکردم روز جدایی به دیدن من تنها نیایی......ساده عشمو نه عشق فروختم
دستام تو دستات نگاه میکردی ....کاش که میرفتی حیا نکردی
خیلی دلم گرفت ازت دیگه سراغمو نگیر........فقط یه عکس ازت دارم بیا اینم ازم بگیر
یه روز میفهمی قدرمو اما نمیدونی کجام....بمیرم واسه غربتم محاله این ورا بیام
یه عمره بغض تو گلوم یه اه سرده تو صدام....مهمون نوازی نبود خاک خدا دارم میام
من که دیگه دارم میرم نگی رفتو حرفی نزن...خدانگهدارت باشه گرچه دلم رنجید ازت
یادت بیاد حرفای منو غمهای تو اشکای من...آخه من باید چیکار میکردم زجرم میدادی دعات میکردم
چه شبها من غصه هاتو خوردم.....تو تب میکردی برات میمردم
یادت میاد من همونی هستم که شبها تا صبح بیدار میشستم
دستام تو دستات نگاه میکردی ....کاش که میرفتی حیا نکردی